با جدا شدن ما به آرزوشون رسیدن خوشحالی رو از ما دوتا دزدیدن
--------------------------------------------------------------
نمی فهمم تو این روزا چه نسبتی باهات دارم
هنوز مال منی اما.. فقط پای شناسنامه م
هنوز گیجم.. چرا هیچی .. نشد آروم جونم شه
چرا ناقوس دعواها باید کابوس شب هام شه
نمی فهمم چه مهری بود که پای تو نمی ریختم؟
دیگه دلسرد دلسردم دیگه اینباره تسلیمم
محاله باورم باشه که بازم با تو خوشبختم
برو عشقم.. اینم راهه .. منم مثل تو خونسردم
سارا.ش
--------------------------------------------
مترسک گفت:
گندم تو گواه باش ...
مرا برای ترساندن آفریدند
اما من تشنه عشق پرنده ای بودم که سهمش
از من تنها گرسنگی بود !!
----------------------------------------------
سقف خانه ما سوراخ بود و ما نمی دانستیم
دادیم درب خانه را پلمپ کنند
کاش زودتر میفهمیدم مهری در کار نیست فقط زور مهریه است
کاش محبت را گدایی نمی کردم تا فاصله را با نیامدنش جران کند
کاش در قبال غذای گرم عشقی گرم در کار بود
باختم چون علاقه رو بی خودی ساختم
محبت اجبار نیست شاید دلسوزی هم واحدی داشته باشد
من دلم تنگ میشود همه که دلتنگیشان فراق نیست
من پشیمان میشم اما بخشنده ای در کار نیست
باشد همه گناه ها گردن من .. قافله ی ما به سر منزل نمی رسید
باشد تنهاییش سهم من .. از من بهتری سهم از ما بهتران
دور باش اما نزدیک من از نزدیک بودن های دور میترسم












